sariiiiinaaa ekhshaaaaaam :***

chaaaaaashm >_____<

I'm back :|

hello summer :|

eli

slm.aziza nafasa jigara khoobin khoshin salamatin delam vasatoon ye zare shode bood dg! sari o mobi jooooonam joke gofina kashki dars mikhoondam alan y mahe k kollan ketab metab varagh nazadam! ishala ke hamishe khoda havatoono dashte bashe!

boooOoo00oos

الی

دلم واستون تنگ شده ;(

الی

سلام بچه ها دلم واسه همتون خیلی تنگ شده ؛(

خیلی درسام سنگینن شاید دیگه نیام لاوتون دارم مواظب خودتون باشین ؛)

همــ ـ ـــ ـه تنــهــــآنــــ...


ايـــــنـجــا ،
هَمـ ـ ــ ـــه تـــَـــنهـا
טּ !
امّـــا خــــيـلــيـا هــــنـوز گــَـرمـَــ
טּ !

مـــتـوجـّـه نــــشـכنــ !


سعیده ببخشید الان دیدم نظر گذاشتی واقعا معذرت!! آخه ج ندادی فک کردیم رفتی....

آیشین محو شدی؟

بای سارینا!

خوبی؟؟؟؟

سلام آیشین آره هستیم

کجا به دبیرستانیا گیر نمیدن ما فقط 4،5 تا ناظم داریم تو مدرسه !!!

خب ما هم سختگیریامون زیاده اما باید بلد باشی یجوری کرم بریزی هیشکی نفهمه بعدم ما با اینکه خیلی آتیش پاه بودیم ناظمه خیلی قبولمون داشت باورت میشه فقط به ما سه تا گیر نمیداد!!

بوس بای مبی :*

بعدش خیلی دلم واسش سوخت!! شما چی آتیش نمسوختین؟؟

تازه همین پارسال شرط بندیو از یکی از بچه ها بردم مجبورش کردم زنگ تفریح دور حیاط مدرسه بدوه جیغ بزنه که شوهرم فرار کرده کمک کنین خخخخخخ واااااای اینقد اونروز خندیدم تا چندروز دلم درد میکرد

آره ساری تا میتونی آتیش بسوزون که بعدا حسرتشو نخوری

الان خیلی دلم میخواست جای تو باشم اما هیچوقت حسرت نخوردم چدن قشنگ ازش استفاده کردم

اگرم بلد نبودی بیا خودم یه چند مورد یادت میدم!!!

طفل درونم هنوز شیش ماهشه اینقد نااااااازززززه!!!

آره بدجوری خاطره شد واسم!! کاش میشد برگشت به عقب هییییی!اگه میشد حتما میرفتم سوم راهنمایی....

شیطون خوتی من کودک درونم فعاله خخخخخ!

شاید.....

حالا کارایی که باید میکردیمو بگم دیگه غش میکنی

خودمم که فکرشو میکنم میبینم عجب اسکولایی بودیم چه کاراییمیکردیما والا!

به مبی فوضوله.....!چطوری؟

الی

پس هنوز الی رو نشناختی اون مشاوره سنگ صبوری یه روی منه!!!

خب جونم برات بگه ما اومدیم یه ایده دادیم که هم یخورده بچه ها بخندن و سرگرم شن هم خودمون از یکنواختی دربیایم اومدیم هر کدوم از دوتامون واسه اون یکی یه لیست درست کردیم ازیه سری کارای سخت و خنده دار قرار شد هرک زودتر تمام کارارو انجام داد نفری 2 تومن بهش بدیم پول کمی بود اما هدف فقط خوش گذرونی بود!!! کارای منم از همشون سخت تربود کسافدا وسطای کارم اون دوتا گفتن ما دیگه نمیتونیم ادامه بدیم اما من همه کاراشو انجام دادم بیشورا آخرشم پولمو ندادن!خخخخ

ولی بچه ها کلی خندیدن سراین برناممون!

الی

ما یه گروه سه نفره بودیم از اون بچه هایی که کل مدرسه از دستشون آروم نداشتن!

یادمه یه بار یکاری کردیم کل مدرسه سرمون شرط میبستن!!!

ساری اینا هیچی نیس یه کارایی میکردیم ماها بگم فقط غش میکنی از خنده!!!

آخی بیچاره اینقدم خجالتی بود... چقد اذیتش کردیم اون سال...!!!

الی

یادمه سوم راهنمایی که بودیم یه نفر جدید اومده بود ما هم هممون تخس... تا که اومد تو کلاس چون ریزه میزه بود همه شروع کردیم داد و فریاد که اولیا ته راهرون اینجا سومان بروکلاس خودتون بدبخت وحشت کرده بود...!!

نه بابا تازه امسال دوتامونم کم شدن!!!

نه عی زم این چه حرفیه تو دوست جدید نیافتی؟

ساری من سه ساله تو این مدرسه دارم درس میخونم با بیشترشونم از اول راهنمایی همکلاس بودم دوست جدید کجا بود!!!!!

آره اما نفس گیره!! امروز دبیر جبر اومد درس جدید داد بعدم ازش امتحان.گرفت!!

آره فک کنم...