و امروز
یازده اسفند هزار و چهارصد و یک
گذر زمان واقعا جالبه
چندین سال پیش فکر میکردم کسی یاد اینجا میوفته
ولی خودمم فراموش کرده بودم
نه سال پیش که اینجا ساخته شد توی ذهنم شرایطی که برای نه سال بعد در نظر میگرفتم یک اپسیلون هم نزدیک چیزی که هست، نبود
حس اینجا مثل دونه سنگی توی بیابونی
قبلا صخره بزرگی بود ولی الان هی روزا و شبا میگذرن ازش و کسی هم فکر نمیکنه چرا اینجاست
فقط حضور داره
پ.ن:اگرم جایی شنیدید پسرا زود فراموش میکنند ، یاد من و این بلاگ بیوفتید و با پشت دست بخوابونید دهنش D:


